أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
705
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
سبب مهرزنى كه از تصوير منتسب به ارتميس 9 مراقبت مىكند ، اين مهر نقش [ ارتميس ] را بر خود دارد 10 . [ اين گل ] را « مهرهاى بحيره » 11 نيز مىنامند . تفاوت ميان آن و اخراى درودگران 12 در آن است كه مانند اخرا آلوده نمىكند . تپهء واقع در لمنس به رنگ سرخ است و گل آن با سنگريزه يا چيزى ديگر آميخته نيست . آن گويى سوخته است و در آن هيچ چيز نمىرويد . اين [ زن گل ] را مىآورد و به ملايمت در آب نرم مىكرد ، هنگامى كه [ آب ] ساكن مىشد ، آن را بيرون مىريخت ، تهنشينشده را جدا مىكرد ، [ لايهء ] ميانى چسبناك را برمىداشت و بر آن مهر مىگذاشت 13 . اطيوس : اين [ تپه ] در جزيره لمنس 14 [ قرار دارد ] و به نام « تپهء كاهنان » معروف است . الخوز : بهترين [ گل مختوم ] آن است كه بويش شبيه بوى زاج 15 باشد . اگر آن را در دهان كه خون از آن جارى است ، بگذاريم ، [ خون ] را بند مىآورد . حمزه [ آن را ] « گل نوشته » 16 [ مىنامد ] . پولس : جانشين همه گلها تفالهء نقره است . اوريباسيوس : گل مختوم - غاليمنيوس 17 است . ابن ماسويه : جانشين گل مختوم دو جزء گل ارمنى 18 است . ديسقوريدس : [ اين گل را ] از غارى كه در سرزمين انطرون 19 واقع است ، استخراج مىكنند ، آن را با خون بز ماده خمير مىكنند و مهر مىزنند ، به همين جهت « مهر » ناميده مىشود . ( 1 ) . Terra sigillata لاتين ( ابو منصور ، 375 ) يا Terra lemnia ؛ از نظر تركيب به اخرا نزديك است يعنى هيدرات اكسيد آهن با ناخالصى خاك ؛ ميمون ، 172 . نيز قس . سراپيون ، 499 ؛ ابن سينا ، 311 . ( 2 ) . نسخهء الف : دسيسغزغوس ، بايد خواند لمنيسفرغوس ، قس . ديوسكوريد V ، 79 : لمنياسفراجس - يونانى . ( 3 ) . نسخهء الف : طبعى ديمثا ، بايد خواند طبعى دلمنيا . ( 4 ) . نسخهء فارسى : گل نبشته ، قس . II , Vullers ، 1012 ؛ نسخهء الف : كل اذشتك ، اما اندكى پايينتر نوشتارى درستتر - گل نوشته ، نك . يادداشت 16 . ( 5 ) . طين بحيرة . بحيره به عربى به معناى « درياچه » است ؛ ناحيهء پوشيده از درياچهها را در درهء نيل با اين نام نشان مىدهند ؛ منابع عربى ، II ، 388 . ( 6 ) . مختوم الملك - « مهر شده براى شاه » يا « مهر شده به وسيلهء شاه » . ( 7 ) . مغرة لمنيه . لمنس ( يونانى ) - جزيرهء آتشفشانى در بخش شمالى درياى اژه .